اسیر تنهایی

*** من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم ***

چه رسم جالبی است،
محبتت را میگذارند پای
احتیاجت،
صداقتت را میگذارند پای
سادگیت،
سکوتت را میگذارند پای
نفهمیت،
نگرانیت را میگذارند پای
تنهاییت،
... ... و وفاداریت را پای بی
کسیت،
و آنقدر تکرار میکنند که خودت
باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج

گاهی آنقدر
دلم از زندگی سیر می شود


که می خواهم
تا سقف آسمان پرواز کنم و رویش دراز بکشم ...


آرام و آسوده ...

مثل ماهی حوضمان که چند روزیست روی آب است
.



برچسب‌ها: رسم
|۱۳٩۱/٢/٢٦| ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ|ترنم نظرات ()

احوال پرسی"
اینجا همه هر لحظه می پرسند:
حالت چطور است؟


اماکسی یک بار
از من نپرسید:
بالت....
(قیصر امین پور)

 

بگذار تا شیطنت عشق
چشمان ترا به عریانی خویش بگشاید
هر چند آن جا جز رنج و پریشانی نباشد
اما کوری را به خاطر آرامش تحمل مکن!

(دکتر علی شریعتی)

*****

پ ن 1:

خدایا دوست بدار آنهایی را که دوستمان دارند و ما،

نمیدانیم و سلامت بدار آنهایی را که دوستشان داریم و نمیدانند و.......

*****

پ ن 2:

تمام نیمکت های پارک دو نفره اند...

                                        خیالی نیست روی چمن مینشینم

*****

حادثه نوشت:

دیروز خوردم زمین.پام پیچ خورده...

خیلی میدرده.لنگ شدم!

دعا کنید زود خوب شمــــــ...ناراحت

*****

تبریک نوشت:

تو ای مادر که یک عمره دلت با غصه دم سازه صبوری های تو مادر منو به گریه میندازه مثل یک طفل خواب آلوده من محتاج آغوشم از اون لالاییات مادر بخون بازم توی گوشم برای سرنوشت من تو دلواپس ترین بودی برای اشکهای من همیشه آستین بودی تو ای همیشه غم خوارم تو ای مطرح ترین یارم به نام نامی مادر همیشه دوستت دارمقلب

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: احوالپرسی
|۱۳٩۱/٢/۱۸| ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ|ترنم نظرات ()

بغض بغض بازم بغضـــــــــــــــ

بغضـ همیشگیـ...

همونیـ کهـ هیچـ وقتـ نشکستمشـ

همونیـ کهـ هیچکسـ دلیلشو نمیدونهـ

بغضـــــــــــــــــــــــــــــــم

بشکنـــــــــــــــــــــــــ...

بشکنـ و راحمتمـ کنـ

بزاربااشکامـ خالیـ شمــــــــــــ...

پ ن1 :

دیگه خسته شدم از...!

تو چی؟!؟!

پ ن 2:

چه سخته در جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن به چشم دیگران چون کوه بودن ولی در خود به آرامی شکستن...


برچسب‌ها: دلم
|۱۳٩۱/٢/۱۱| ٧:۳٧ ‎ب.ظ|ترنم نظرات ()

حـس  غـریـبـی  بـر  ایـن  دیـوانـه  دل  مـی وزد

قـرن هـا  هـم  بـگـذرد  بـاز  غـبـار  کـهـنـه ی  انـدوه  بـر  ایـن خـانـه  مـسـتـولـی  اسـت
....
چـیـزی  تـغـیــیـر  نـخـواهـد کـرد  جـز  جـوانـیـم  کـه  رو  بـه پـایـان  اسـت

 


برچسب‌ها: جوانی
|۱۳٩۱/٢/۳| ٩:٢٢ ‎ب.ظ|ترنم نظرات ()

 

کاش یه جای دیگه بودم.

کاش آدم نبودم

کاش هیچی نمیفهمیدم

کاش دیوانه بودم

کاش وجود نداشتم

 

کاش میمردمــــــــــــــ

خیلی خستمــــــــــــــــــــ

بخدا خستم

چرا هیچکی منو نمیفهمه

خدا همـــــــــــــــــــ...

 

چقدر تنهام

 

دلم واسه تنهایی میسوزه که اینقدر با من بوده

 

شاید اونم دیگه خسته شده از تنهایی من

 

مثل من که از همه چی خستم

 

وقتی هیچی.......

 

از خودم میخوام فرار کنم

 

کاش میشد...

 

وقتی هیچ امیدی برای زندگی نیست

 

پس بهترهـــــــــــــــــــــــــ...!

پ ن:

حتما برید ادامه مطلب

ممنون میشم...

 


برچسب‌ها: حالم

ادامـــه مطلب
|۱۳٩۱/۱/٢۱| ۸:۳٢ ‎ب.ظ|ترنم نظرات ()

بغض هایت را

برای

خودت

نگه دار...

گاهی

سبک نشوی

سنگین تری...

پ ن:

فردا میخوام واسه یه کار اداری برم تهران

واسم دعاکنید کارم درست شه.

اگرم یه موقع خدا نخواست برگردم

به خوبی خودتون منو ببخشید

هیـــــــــــــــــــــــــ زندگـــــــــــــــــــــــی...!


برچسب‌ها: سبک
|۱۳٩۱/۱/۱٧| ۸:٢۳ ‎ب.ظ|ترنم نظرات ()

درچروک آیینه تصویر من زیبا نشد!

خواب نیلوفر درون برکه ام معنا نشد!

چهره ی خود را میان چهره ها گم کرده ام!

روبه هرسو کردم اما چهره ام پیدا نشد!

روی برگرداند از من آفتاب سرنوشت

لب فروبست و نگفت این شب چرا فردا نشد!

با چراغی مرده-تنها-زیر باران مانده ام

خسته ام ،ازاینکه در های تبسم وانشد

قطره ای بودم پرازاندیشه ی دریا شدن

هرچه کردم، هرچه گفتم،قطره ام دریا نشد!

 

قلبم را پس میگیرم و کوچ می کنم...میخواهم به جایی بروم که نگاهی روی سایه ام سنگینی نکند!

 

ویادی ذره ای دلخوشم نسازد.

 

به تکه ای از آسمان برای سقف تنهایی ام راضی ام.ولی...

 

میدانم تا ابد یک مسافر خواهم ماند...............

 

 

کویر تشنه ی دل غم ندارد

 صدا از هرچه غربت کم ندارد

 خیالم مانده مجهول و پریشان

قلم یارای گفتن هم ندارد

*****

پ ن 1:

 

صبرکردن دردناک است وفراموش کردن دردناک تر،

 

ولی از این دردناک تراین است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش!

پ ن 2:

 

بخت بد مارا ببین آیینه فروش شهر کور ها شده ایم!

پ ن 3:

اینم از 13 بدر م که باید با تنهایی سر کنم...ناراحت

 

 

 


برچسب‌ها: چراغ مرده
|۱۳٩۱/۱/۱۱| ٦:٢٢ ‎ب.ظ|ترنم نظرات ()

از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد
خدا گفت : نه!
رها کردن کار توست . تو باید از آنها دست بکشی
ازخدا خواستم تا بیماران معلول را درمان کند
خدا گفت : نه!
روح او بی نقض است و تن او موقت و فناپذیر
از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد
خدا گفت : نه!
شکیبایی زاده ی رنج و سختی است
شکیبایی بخشیدنی نیست ، به دست آوردنِ است
از خدا خواستم تا خوشی و سعادت ام بخشد
خدا گفت : نه!
من به تو نعمت و برکت داده ام
حال با توست که سعادت را فراچنگ آوری
از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد
خدا گفت : نه!
رنج و سختی ، تو را از دنیا دورتر و دورتر ،
و به من نزدیک تر و نزدیک تر می کند
از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد
خدا گفت : نه!
بایسته آن است که تو خود سر برآوری و ببالی
اما من تور را هراس خواهم کرد تا سودمند و پرثمر شوی
..........
من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفرید
از خدا خواستم . و باز خدا گفت : نه!
من به تو زندگی خواهم داد . تا تو خود از هر چیزی لذتی به کف آری .
از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را
دوست بدارم ، همان گونه که او مرا دوست دارد
و خدا گفت : آری .    سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم!

 

راز این هستی چیست؟

ما چرا آمده ایم؟

کار ما نیست گذر از هستی

گذر از آدم ها

کار ما شاید

پر کردن تنهایی یک دل تنها باشد

*****************************

 

خود را بباز تا خود را بیابی. «فیلسوف معاصر هندی»

*****************************

 

همه از عشق دم می زنند اما عاشقان در سکوت می میرند. . .

*****************************

عاشق شدن چیز ساده ایست . . . مهم عاشق ماندن است ، بی انتها.. بی زوال.. تا ابد.. بی منت....!

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: راز
|۱۳٩۱/۱/٥| ٩:٥۱ ‎ب.ظ|ترنم نظرات ()

یاران این زمانه مثل گل انارند ، از دور جلوه دارند اما وفا ندارند

حال می خواهم زندگی ام را با رنگ سیاه بنویسم ،

با خط دل بنگارم و با کلام عشق آغاز کنم ،

 که شاید این بار در این جاده ی تاریک سیاه بتوانم تنها با نور عشق زندگی کنم.

سلام سلامــــــــــــــــــــــــــــ.........

خوبید؟!من برگشتمــــــــــــــــــــــ!البته نرفته بودم که برگردم!فقط یه کم حضورم کمرنگ شده بود

که الان اومدم تا دوباره پررنگش کنم!

سال 1390 هم که داره تموم میشه!چقدر زود گذشت!انگار همین دیروز بود لحظه ی تحویل سال 90!

سال 90 سال خوبی بود برام.البته اتفاق خاصی نیوفتاد برام!اوه چرا!یه تصادف داشتم که به صلاح خدا دوباره به دنیا برگشتم!و یه آشنایی هایی که...........!

سال 90 هم با تمام خوبی ها و بدیهاش تموم شد.امیدوارم توی سال جدید به همه ی آرزوهاو خواسته ها تون  برسین...

البته ناگفته نماند که باید به خدا توکل کنیدو سعی و تلاش کنید برای رسیدن به اهدافتون.

 یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

خدایا حال ما رو به بهترین حال تبدیل کن.یک تحول بزرگ و عجیب.خدایا میخوام بهت بیشتر نزدیک بشم توی سال جدید.میخوام یه تحول عظیم تو زندگیم رخ بده!منو به اون چیزی که خودت میخوای تبدیلم کن...

امیدوارم سال 91 یکی از بهترین سالهای زندگیتون باشه.به امید سلامتی و شادکامی همه ی شما.

پیشاپیش سال نو مبارکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*****************************

پ ن 1:

تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی !

یکی دیروز و یکی فردا . . .

پ ن 2:

خوبی بادبادک اینه که

می دونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده

ولی بازم تو آسمون می رقصه و می خنده . . .

تولد نوشت:

12اسفند تولد فازی جون آجی مهربونم فرشتهو

16اسفند تولد آجی هستی نازم مبارک

دوستون دارم یه دنیاقلبقلب

تبریک نوشت:

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال
این فکر را به یادمان می اورد.پس نوروزتان مبارک که سالتان را سرشار از عشق کند . . .

پ ن 3:

موقع تحویل سال منو هم دعا کنین.ممنونم


برچسب‌ها: خط دل
|۱۳٩٠/۱٢/٢٤| ٧:۳٦ ‎ب.ظ|ترنم نظرات ()

کاش بارانی ببارد ،
قلبها را تر کند



بگذرد از هفت بند ما ، صدا را تر کند



قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها



رشته رشته مویرگهای هوا را تر کند



بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را



شاخه های خشک و بی بار دعا را تر کند



مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت



سرزمین سینه ها تا نا کجا را تر کند



چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها



شاید این باران که می بارد شما را تر کند 

 

قشنگترین عشق نگاه خدا به بندگانش است...



تو را به همان نگاه می سپارم...



تاوقتی پشتت به خدا گرم است تمام هراس های دنیا خنده دار است

*******

آن کس که ترا شناخت جان
را چه کند



فرزند و عیال و خانمان را چه کند



دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی



دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند

***** 

خدایا،



ای نهایت ِ همه ی دلخوشی های من،


حس قشنگ حضورت را از من دریغ نکن.



حتی اگر گاهی لیاقت حس کردن ات را نداشتم..



خودت هوای دلم را داشته باش



تنهایی، وقتی کمرشکن می شود که از دایره ی توجه تو بیرون باشم!



همیشه ی همیشه با من باش!

پ ن 1:وقتی کسی اندازت نیست ، دست بـه اندازه ی خودت نزن
. .  .

پ ن 2:وقتی داری گناه میکنی چپ و راست رو نگاه میکنی
یکبار بالا رو نگاه کن . .  .

خوشحالی  نوشت:

معدل الف شدم.هوراااااااااااااااهورا

عذرخواهی نوشت:

دوستای خوبم ممنون که به وبلاگم سر میزنید.

یه چند وقتی به خاطر مسئله ای نمیتونم واسه آپاتون بیام ولی بعد جبران میکنم.خلاصه ببخشید دیهخجالتماچ


پ ن 3:

اعصابم خورده شده از دست خیلی ها!

از دست بعضی آدمای ترسویی که جرات ندارن حرف دلشونو بگن...

میگن مرگ یه بار شیون هم یه بار........!


برچسب‌ها: بارون
|۱۳٩٠/۱٢/۱٥| ٩:٥٩ ‎ق.ظ|ترنم نظرات ()

نمیشـه دل به هرکس داد / نمیشـه از نفس افتاد

پرنده با پر بستـه ، نمیشه از قفس آزاد

نمیشه شب به شب خوابید ،  فقط کابوس وحشت دید

نمیشه در سکوت خود ، صدای گریه رو نشنید

نمیشه غرق در غم بود ، ولی از گریه رو گردوند

نمیشه تا ته آواز ، فقط از ترس فردا خوند

گلـوی ساز دلتنگی ،  پر از فریاد خاموشه

دوباره سر بده هق هق ،  بذار دست صدا رو شه

نمیشه دل به هر کس داد / نمیشه دل به هر کس بست

نمیشه رفت و راهی شد ،  رسید اما به یک بن بست

چه رسم ناهماهنگی ، همیشه رسم تقدیره

نمیشه بود و عاشق بود ، واسه عاشق شدن دیره

شاید “درد” را از هر طرف بخوانی درد داشته باشد

اما

“درمان” که نباشی “نامرد” می شوی . . .

*****************************

به روزها دل مبند ، روزها به فصل که میرسند ، رنگ عوض میکنند

با شب بمان ، شب گرچه تاریک است ، لیکن همیشه یک رنگ است . . .

(دکتر شریعتی)

*****************************

ایستادگی کن تا روشن بمانی

شمع های افتاده خاموش می شوند

((احمد شاملو))

٭
از خویش خسته ام

هر چیزِ تازه در دلِ من می شود سیاه
هر رنگِ تازه در نظرم می شود تباه
هر روز می شکند ریسمانِ من
هر روز
پاره می شود ایمانم از گناه
٭

در خویش خسته ام!تکرار می شود همه ی لحظه های درد
دیگر ستاره های یخی نیز رفته اند…

ماه از درونِ شب به زمین فحش می دهد
تکرار می شود همه چیزی به رنگِ زرد

بنگر؛ آغوشِ خنده به رویم شکسته است
از شاخه های درختی که کشته شد
“تابوتِ مردنِ پرواز” زنده است
دیگر همیشگی شدنِ شعر مرده است.

پ ن :

این روزا یه جوری شده اعصابم!همش دعوا میکنم با همه!

فکر کنم دیگه واقعا دارم دیونه میشم...!

 




برچسب‌ها: آغوش خنده
|۱۳٩٠/۱۱/٢۸| ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ|ترنم نظرات ()

دست ها بالا بود

هرکس سهم خودش را طلبید

سهم هر کس که رسید

داغ تر از دل ما بود!

نوبت من که رسید

سهم من یخ زده بود!

سهم من چیست مگر؟!

یک پاسخ!

پاسخ یک حسرت!

سهم من کوچک بود

قد انگشتانم

عمق آن وسعت داشت

وسعتی تا ته دلتنگی ها

شاید از وسعت آن بود که بی پاسخ ماند!!!!!

تو به من گفتی گلها رو دوست داری ولی چیدیشون...

تو به من گفتی پرنده ها رو دوست داری ول کردیشون تو قفس...

تو به من گفتی بارون رو دوست داری ولی وقتی بارون می اومد پنجره رو بستی...

و حالا من می ترسم که تو به من بگی

دوستت دارم...

*****************************

خواستم بر غم بتازم فرصتی پیدا نکردم

فرصتی آمد به دستم مهلتی پیدا نکردم

خواستم در خلوتی با محرمی رازی بگویم

هم کلامی محرمی هم صحبتی پیدا نکردم

*****************************

زنده باد آن کس که گاهی یادی از ما می کند ،

 از خجالت ما غریبان را غرق دریا می کند ،

حال ما می پرسد و از مهربانی های خود ،

 این دل رنجور ما را عطر گل ها می کند.

*****************************

باسکوت

                                                                                          خیلی از مشکلها خودبه خود حل میشه   
وقتی     میخوای  کسی ندونه که عاشقی                                                                                                         
وقتی بخوای هیچکس نفهمه دلگیری                                        
وقتی نخوای کسی بدونه ازش بدت میاد                                                                    
و حتی وقتی که داری تو تنهایی پرپر میزنی                                                          
سکوت چقدر میتونه به آدم کمک کنه                                             
وقتی به وقتش ازش استفاده کنیم                                                             
   اما                      
خیلی وقتها                                    
نباید سکوت کردوما سکوت میکنیم                                                
مثل وقتی که آخرین فرصت و                                      
برای گفتن دوست دارم از دست میدیم        

پ ن 1:                          

تا حالا به این فکر کردین .... با اینکه سگ به وفاداری معروفه ؛ اما چرا میگن مثل سگ پشیمون میشی .... ؟! چون ته وفاداری پشیمونیه ... !!!

پ ن2:

آنچه بر لوح زمان می ماند ٬ راه و رسم سفر است ٬ رهگذر میگذرد . . .

پ ن 3:

  ماه به من گفت : اگر دوستت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی ؟ به ماه نگاهی کردم و گفتم : آیا آسمان تو را ترک می کند زمانی که نمی درخشی ؟

پ ن 4:

تاحالاشده اعصابتون در حد انفجار بهم بریزه؟!

حال الان منه!همش هم تقصیر مامانمه!الان سگ شدم فقط دوست دارم پاچه بگیرم!یا یه خرخره گیر بیارم بجووام...!

 

 

 


برچسب‌ها: دلتنگی
|۱۳٩٠/۱۱/٢٢| ٤:٥٧ ‎ب.ظ|ترنم نظرات ()

سر تا پای‌ خودم‌ را که‌ خلاصه‌ می‌کنم، می‌شوم‌ قد یک‌ کف‌ دست‌ خاک‌
که‌ ممکن‌ بود یک‌ تکه‌ آجر باشد توی‌ دیوار یک‌ خانه
یا یک‌ قلوه‌ سنگ‌ روی‌ شانه‌ یک‌ کوه
یا مشتی‌ سنگ‌ریزه، ته‌ته‌ اقیانوس؛
یا حتی‌ خاک‌ یک‌ گلدان‌ باشد؛ خاک‌ همین‌ گلدان‌ پشت‌ پنجره



یک‌ کف‌ دست‌ خاک‌ ممکن‌ است‌ هیچ‌ وقت
هیچ‌ اسمی‌ نداشته‌ باشد و تا همیشه، خاک‌ باقی‌ بماند، فقط‌ خاک
اما حالا یک‌ کف‌ دست‌ خاک‌ وجود دارد که‌ خدا به‌ او اجازه‌ داده‌ نفس‌ بکشد
ببیند، بشنود، بفهمد، جان‌ داشته‌ باشد.


یک‌ مشت‌ خاک‌ که‌ اجازه‌ دارد عاشق‌ بشود،
انتخاب‌ کند، عوض‌ بشود، تغییر کند

وای، خدای‌ بزرگ! من‌ چقدر خوشبختم. من‌ همان‌ خاک‌ انتخاب‌ شده‌ هستم
همان‌ خاکی‌ که‌ با بقیه‌ خاک‌ها فرق‌ می‌کند


من‌ آن‌ خاکی‌ هستم‌ که‌ خدا از نفسش‌ در آن‌ دمیده
من‌ آن‌ خاک‌ قیمتی‌ام

که می خواهم تغییر کنم......... انتخاب‌ کنم
وای بر من اگر همین طور خاک‌ باقی‌ بمانم

بعضی ها وقتی کاری داشته باشند دوستت هستند بعضی ها وقتی گیر می کنند دوستت هستند بعضی ها نیستند و وقتی هم هستند بهتر است نباشند بعضی ها نیستند و ادای بودن در می آورند بعضی ها در عین بودن هرگز نیستند بعضی های دیگر هم به طور کلی هستند ولی آدم نیستند آنهای دیگری هم که آدم هستند نیستندزبان

*****************************

 

دل است دیگر

یا شور می زند

یا تنگ می شود

یا می شکند

آخر هم مهر

سنگ بودن

میخورد روی پیشانی اش

*****************************

 

نامه ی چارلی چاپلین به دخترش : تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریان خودت را نشان نده هیچ وقت چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن قلبت را خالی نگاه دار اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد و به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز...

 

پ ن 1:

وسعت زندگی هرکس به اندازه ی وسعت اندیشه ی اوست

 

 

 


برچسب‌ها: خاک

ادامـــه مطلب
|۱۳٩٠/۱۱/۱٥| ٢:٤٤ ‎ب.ظ|ترنم نظرات ()

اهل نطق و ناطقی ام و ناطق نمی شوم  /  بغض خود میخورم و آینه ی دق نمی شوم

دروغ مصلحتی گفته ام و میگویم ولیکن / حرف هایم سند است چرا صادق نمی شوم؟

فردای کسی بسان دیروزش نیست  /  فردا گذشت و مثل سابق نمی شوم

بعد از خدا به کسی سوگند نخورده ام  /  قسم که والسماء و الطارق نمی شوم

یک دریا سرابم و یک سراب دریا  /  پارو به دستم و سوار قایق نمی شوم

از همه کس عاقل و بالغ ترم اما  /  عاقل بس است و دگر بالغ نمی شوم

گفتند تا شقایق هست زندگی باید کرد  /  من خود شقایقم و شقایق نمی شوم

صابری! صبر ایوب پیشه کن و بگو  /  تا اطلاع ثانوی عاشق نمی شوم 

 

گفتند غم است،ما فراوان خوردیم

در راه فرار هم به زندان خوردیم

تا کوچه دلش باز شد از دیدن ما

دیدیم به بن بستِ خیابان خوردیم

*****************************

 

کم باش.......
از کم بودنت نترس.....
اونی که اگه کم باشی ولت میکنه..........
همونه که اگه زیاد باشی حیف و میلت میکنه

*****************************

 

روزگار غریبیست نازنین ......... چون میگذرد غمی نیست ...  

تا بگذرد چیز کمی نیست

*****************************

 

عروسک

کفش هایت را پا کن !

جاده ی بزرگ شدن هموار نیــسـتـــ.....

*****************************

 

هر گوشه
زخمی برداشته ام.
شبیه تصویری
که گاه هست و گاه نیست!
تقصیر کسی نیست؛
این روزها
سادگی
به سادگی
کار دست آدم می دهد

پ ن 1:

از درد های کوچک است که آدم می نالد
وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می شوی

خوشحالی نوشت:

بالاخره امتحانام تموم شد آخیـــــــــــــش...نیشخند

 

 

 


برچسب‌ها: سادگی
|۱۳٩٠/۱۱/۱٠| ۱:۱٦ ‎ب.ظ|ترنم نظرات ()